الملا فتح الله الكاشاني
85
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مذكور است كه چون يكى از مسلمانان بر پيغمبر سلام كردى و گفتى سلام عليك فرمودى عليك السلام و رحمت اللَّه و بركاته و از آن حضرت مرويست كه چون بندهء مؤمن برادر خود را گويد سلام عليك او را ده حسنه بنويسند و همچنين جواب دهنده را و از ابن عباس نقلست كه كسى كه بر ده كس سلام كند يا بر كسى ده بار سلام كند چنان باشد كه بنده آزاد كرده باشد و در خبر آمده كه ميان سلام كننده و جواب دهنده صد حسنه باشد كه نود و نه آن را باشد كه سلام كند و يكى آن را كه جواب گويد زيرا كه ابتدا و اختيار اين خير از اول شده آوردهاند كه زايرى نزد عبد اللَّه جعفر آمد وى را صله و عطائى نيكو داد زاير را دست از مكافات اين كوتاه بود در انديشه بود كه چكند كه مكافات او شود روزى عبد اللَّه جعفر در بازار ميگذشت زاير روى از او بگردانيد عبد اللَّه از اين تعجب نمود از پيش روى او درآمد و گفت يا فلان سلام عليك او بچستى جواب داد عبد اللَّه گفت چرا روى از من گردانيدى گفت از براى آنكه تا اول تو سلام كنى و مرا جواب بايد داد تا ثواب ترا بسيار باشد و اندكى مرا چه مرا قوت مكافات عطاى تو نبود الا به اين نوع و از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله روايت است كه افشوا السلم تسلموا سلام را افشا كنيد تا سلامتى يابيد و نيز فرمود السلام تحية لملتنا و امان لذمتنا و بعد از امر و نهى بندگان تبيين وحدانيت خود مىكند و بيان مثوبات و عقوبات بقوله * ( اللَّه ) * خداى مستحق عبادت * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * هيچ معبودى نيست كه سزاوار پرستش باشد مگر او و مىتواند بود كه اللَّه مبتدا باشد و * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * جملهء معترضه و خبر ان * ( لَيَجْمَعَنَّكُمْ ) * يعنى خدا هر آينه جمع مىكند شما را در قبور * ( إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ) * تا روز رستخيز كه برانگيزد تا حشر كند شما را از قبور تا بعرصهء قيامت حاضر سازد و يا الى بمعنى فى است يعنى همهء شما را جمع سازد در آن روز * ( لا رَيْبَ فِيه ) * هيچ شكى نيست در آن روز يا در جمع اين حالست از يوم يا صفة مصدر محذوف يعنى ( جمعا لا ريب فيه ) * ( وَمَنْ أَصْدَقُ ) * و كيست صادقتر * ( مِنَ اللَّه ) * از خدا يعنى نيست از او راستگوتر * ( حَدِيثاً ) * از روى قول و وعده يعنى كذب را در سخن و وعدهء حق راه نيست زيرا كه آن نقص است و خدا از نقص مبرا است حاصل كه استفهام براى انكار است كه احدى اصدق از او سبحانه باشد چه كذب در خبر او محالست آوردهاند كه قومى از مكه هجرت كردند در اثناى طريق پشيمان گشته باز گشتند و به پيغام از اسلام خود خبر بمدينه رسانيدند مسلمانان را در باب ايشان اختلاف افتاد جمعى بايمان ايشان قايل بودند و بعضى بنفاق ايشان حكم ميكردند آيه آمد كه * ( فَما لَكُمْ ) * پس چيست شما را * ( فِي الْمُنافِقِينَ ) * در شأن منافقان كه متفرق شده ايد